If you f.u.c.k a girl, she loves you
If you love a girl, she f.u.c.ks you
Love is name
F.u.c.k is game
Forget the name
Play the game
به دختری خیره شدم
بیشتر از یک معمول
فکر کردم شاید
جایی
دلی
نگران چشم من است
که به کی می نگرم ؟
به کجا می نگرم ؟
اگر او میفهمید
شاید
دلش می شکست .
به دختری خیره شدم
بیش از یک معمول
با خود اندیشیدم شاید
جایی
دلی
نگران نگاههای به این دخترک است
و اگر میفهمید
حتماٌ
مردانه می مرد
با خود اندیشیدم
نکند در این دم
... پسری
باورم نیست هنوز
...نکند
وای اگر همدم من
به نگاه پسرک خنده کند
وای خدا
نه
... نکند
دل من هم لرزید
چشم خود را بستم
و چه مردانه به یک دم مردم
انتخاب با خودته
تا ابد دور خودت بچرخی یا تا بی نهایت ادامه بدی ...
ببخش عزیزم ! همۀ روزهایی که با هم خلق کردیم ، روزای خوشی و عشق و حال بود، ببخش عزیزم ولی میخوام یه روز شوم ولی به یاد موندنی رو برات خلق کنم .
ببخش عزیزم که داغونت میکنم ، ببخش که ناامیدت میکنم ، باورت نمیشه اینقدر حال میده بد بودن ! اینقدر حال میده ضدحال زدن! خیلی سوختی تو مهمونی دعوت نبودی ؟
آتیش گرفتی وقتی دیدی از تو شاخ تر هم هست؟
داغون شدی بعد از اون همه التماس و گریه زاری گفتم برو پی کارت خز و خیل!
نابود شدی گفتم تا حالا به تنها کسی که فکر نمیکردم ، تو بودی! ؟
آخ عزیزم ببخشید یادم رفت بگم آمارت بد جور خراب شده! همه جا حرف خورد شدنته! من جای تو بودم تا مدتها از خونه در نمیومدم تا همه یادشون بره که چند گندی زدم. آخ عزیزم میدونم که خیلی داغونی چون حتی صمیمی ترین دوستت هم اعتراف کرده که تو در حد من نبودی !اما خب گاهی هم اینجوری میشه دیگه ، عزیزم نگران من نباش! پس خواهشاً اینقدر زنگ نزن و اس ام اس نده که دلواپسمی!به من خوش میگذره ، دور و برم هم حسابی شلوغه خیالت راحت تنها نمیمونم. تو بهتره فکر خودت باشی! آخی ... نمیدونستی اینجوری میشه ؟ پسر بیچاره !!! عزیزم اون موقع ها که منو تنها میذاشتی فکر اینجاشو نمیکردی ؟؟؟
چیزی که زیاده دختر! خیالت راحت ، تو هم تنها نمیمونی ، ولی میدونم از چی میسوزی!!! آخه تمام دنیا رو هم بگردی مثل منو پیدا نمیکنی. با دخترای خزی که دیر یا زود تو زندگیت آفتابی میشن خوش باش عزیزم!
ببخشید عزیزم که دلتو شکستم! راستی خواستم بگم فکرشم نکن که یه روز برگردم. ببخش عزیزم حتی اگه تنها بمونم هم باز بیشتر بهم خوش میگذره تا اینکه بخوام با تو باشم. میدونم که الآن داری نفرینم میکنی ولی کاش بدونی به حرف گربه سیاه بارون نمیاد!!! خداحافظ عزیزم...
سلام بچه ها حالم اصلاً ردیف نیست. اوضاعم بدجوری به هم ریخته. برام دعا کنین.
گاهی وقتی برای دلتنگی نمی ماند
گاهی با اینکه دلت برای دلتنگی تنگ میشود وقتش را نداری
گاهی فراموش میکنی عاشقم بودی
گاهی فراموش میکنی عاشقت بودم
گاهی یادت میرود زمانی دلتنگم میشدی
با تمام مشغله ها،با تمام سختی ها،به یادم می افتادی!
اما حالا...
وقت نداری...
در حالی که دلتنگی وقت نمی شناسد
مثل پیچکی لحظه لحظه هایت را در آغوش میگیرد
آنگاه میبینی که وقت تو از دلتنگی پر است...
گاهی همه وقتها پر از دلتنگیم
گاهی فراموش میکنم که نباید دلتنگ تو باشم
گاهی فراموش میکنم که نباید عاشق تو باشم
گاهی به بهانه ی عادت کردن،دلتنگ تو میشوم
گاهی هم بی بهانه...
گاهی دلتنگی تو دیگر وقتی برای من نمیگذارد
گاهی...
تو وبلاگ بچه ها که می چرخیدم... اووووووه... بیا و ببین برا عید چیکار کرده بودن!!! خونه تکونی اونم از نوع محشرش!
دلشون خوشه بابا!کدوم عید؟ کدوم خوشی؟
از یه ماه قبلش باید بدویی و بدویی که چی؟
که هنوز فرش ها رو دستمال نکشیدی!
که هنوزخرید عید نکردی!
که هنوز آجیل نخریدی!
که چی؟؟؟ که مثلا خیر سرش میخواد عید بیاد...
عید هم شد...نه معجزه ای شد...نه چیزی! روزها مثل قبل،شب ها مثل قبل...باز هم همان روزهای دمده ی قدیمی. عید هم تمام شد مثل همه عید ها،مثل پارسال مثل پیارسال و مثل همه سالهای گذشته و نگذشته...
اما هر سال که میگذره به این رسم عجیب و غریب بی رغبت تر میشم.
انگار دیگه حوصله هیچیو ندارم...حتی اگه عید وقت خوبی برا مسافرت و... باشه،من خوردن یه فنجون قهوه با عشقم تو نزدیک ترین کافی شاپ رو ترجیح میدم...خوش بودن رو این مدلی دوست دارم...خوش باشید البته هر جور که خودتون دوست دارین!
فکر کنم اینو یادت رفته بود! من فقط یه دخترم ولی انتظارت از کسی که تنها یه دختره خیلی بالاست!
مگه دل یه دختر چقدر طاقت داره؟
مگه بغض یه دختر چقدر تحمل نشکستن داره؟
مگه یه دختر چقدر صبر و تحمل داره؟
اصلا مگه تو دختری که این چیزا رو بفهمی؟
اصلا تا حالا شده فکر کنی دل من برا شنیدن صدات قنج میره؟
اصلا تا حالا شده به این فکر کنی که من فقط یه دخترم؟
نه بیشتر نه کمتر!با من مثل خودم باش!قد یه دختر!بیشتر نه...میترسم خودمو گم کنم...کمتر هم نه،میترسم فکر کنم به یادم نیستیو دارم فراموش میشم...با من قد خودم باش! قد دلم!نه بیشتر...نه کمتر
دیشب خواستم واسه دلم فال بگیرم،وقتی فالنامه رو وا کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دلم نداشت. تازه یادم اومد که خیلی وقته دلم واسه خودم نیست.
یک شمع وقتی شمع دیگری را روشن می کندچیزی از روشنایی خود را از دست نمی دهد
یک شمع وقتی شمع دیگری را روشن می کندچیزی از روشنایی خود را از دست نمی دهد
از من پرسید به خاطر کی زنده ای؟
با اینکه دوست داشتم فریاد بزنم : "به خاطر تو!"
بهش گفتم: "به خاطر هیچکس!"
دوباره پرسید: پس به خاطر چی زنده ای؟
با اینکه دلم داد می زد: "به خاطر دل تو!"
بهش گفتم: "به خاطر هیچی!"
ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟
در حالی که اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:
"به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است..."
پشت سر نیست فضایی زنده
پشت سر باد نمی آید
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است
پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است
پشت سر خستگی تاریخ است...
... سهراب سپهری...
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
عشق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم...
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با تو از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان،صاف و شب،آرام...
بخت،خندان و زمان،رام...
خوشه ی ماه فرو ریخت در آب
شاخه ی ما دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ...
همه دل داده به آواز شباهنگ...
یادم آمد تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب،آئینه ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش،فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز؛نتوانم نتوانم...
روز اول که دل من به تمنای تو لرزید
چون کبوتر بر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی
من نرمیدم...نگسستم...
باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا در دام تو افتم همه جا گشتم و گشتم
اشکی از شاخه فرو ریخت...
مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت...
اشک در چشم تو لرزید...
ماه بر عشق تو خندید...
رفت در ظلمت غم،آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما...من به چه حالی از آن کوچه گذشتم...
"فریدون مشیری"
به اندازه ی گریه ی گنجشک دوستت دارم.
شاید این دوست داشتن کم به نظر برسه ولی کاش میدونستی که گنجشک ها اگه گریه کنند میمیرند...